خبر
یک رویداد را میتوان به صورتهای مختلف از جمله سبک هرم وارونه، سبک
تاریخی، سبک تاریخی همراه با لید و سبک پایان شگفتانگیز تنظیم کرد. افزون
بر این سبکها دو سبک دیگر نیز به نامهای سبک بازگشت به گذشته (نقطه مقابل
سبک تاریخی) و سبک تشریحی (تشریح قسمت به قسمت خبر) مطرح است.
با
توجه به اینکه در خبرگزاری اساساً سر و کار ما با خبر است، در این قسمت
صرفاً به سبک هرم وارونه میپردازیم. هرچند مطالعه دیگر سبکها و بکارگیری
آنها را به همکاران محترم در زمینههای دیگر توصیه میکنیم.
سبک هرم وارونه
در
این سبک، خلاصه مهمترین مطلب رویداد در ابتدای خبر و کم ارزشترین مطلب
در انتهای خبر قرار میگیرد. در این سبک مطالب دیگر با توجه به میزان اهمیت
آنان از بالا به پایین تنظیم میشود.
سبک
هرم وارونه، یکی از کارآترین روشهای انتقال اطلاعات است. باید دانست که
اکثر مخاطبان وقت زیادی را برای مطالعه اخبار روی سایتهای خبری صرف
نمیکنند. مخاطب معمولاً خبر را با خواندن تیتر شروع میکند. اگر آن خبر
ارتباطی به کار و زندگیاش داشت، «لید» یا مقدمه خبر را میخواند، چنانچه
لید نشان داد که مطلب برایش از ارزشی برخوردار است به خواندن بقیه خبر
ادامه میدهد. تحقیقات علمی در این زمینه نشان میدهد که تعداد خوانندگان
خبر با افزایش تعداد پاراگرافها ارتباط معکوس دارد؛ یعنی هرچه خبر
طولانیتر باشد، تعداد خوانندگان آن کمتر خواهد بود.
لید یا مقدمه خبر چیست؟
مقدمه یا پاراگراف اول در سبک هرم وارونه را «لید» مینامند. «لید» Lead در زبان انگلیسی به معنی هدایت و راهنمایی کردن است. در واقع، مقدمه یا لید خبر، خواننده را به متن خبر هدایت میکند.
لید،
معمولاً شامل یک یا حداکثر دو جمله است. لید، خلاصه مهمترین مطلب را بیان
کرده و مخاطب را به خواندن متن ترغیب میکند. نوشتن لید خبری خوب، بسیار
مهم است. خبرنگار باید فوراً خواننده را در جریان مهمترین بخش رویداد قرار
دهد. ترغیب خواننده به خواندن خبر مشکلتر از
ارضای نیاز او برای کسب اطلاعات تازه است. لید مبهم و گنگ، خواننده خبر را
از دست میدهد. اگر لید مهمترین مطلب را به روشنی بیان کند، احتمال اینکه
خواننده، خبر را بخواند زیادتر است.
در
گذشته چنین مرسوم بوده است که لید خبر پاسخ تمام سئوالهای مربوط به عناصر
خبر (که، کجا، کی، چه، چرا و چگونه) را بدهد، ولی این روش تقریباً منسوخ
شده است. زیرا لیدی که 6 عنصر خبر را پاسخ دهد، هم طولانی است و هم احتمال
دارد جواب برخی از سئوالات کم اهمیت باشد.
لید بیمحتوا
به
طور کلی هر رویداد خبری حاوی مطالب مهم یا جالبی است که میتوان خلاصه آن
را در لید خبر قرار داد. خبرنگار باید از نوشتن مطالب کلی و بیمحتوا که
اطلاعات تازهای به خواننده نمیدهد، خودداری کند. به این مثال توجه کنید:
در جلسه دیشب شورای عالی اقتصاد، در مورد افزایش قیمتها و تورم، بحث و
تصمیمهای لازم گرفته شد. در این لید، آنچه لازم است قرار گیرد، همان
«تصمیمهای لازم» در مورد افزایش قیمتها و تورم است که اصلاً اشارهای به
آن نشده است.
لید پرمحتوا
به
همان اندازه که لید بیمحتوا مناسب نیست، لیدی هم که به کلیه عناصر خبر
پاسخ میگوید، مناسب نیست. مثال زیر، گرچه تا حدی اغراقآمیز است، ولی
نمونه لید منسوخ شدهای را نشان میدهد که به 6 عنصر خبری پاسخ میگوید.
«عباس
حسین زاده دانشآموز 18 ساله دبیرستان ابن سینای تهران ساعت 30/5 بعدازظهر
دیروز، هنگام عبور از خیابان کریم خان زند با اتوبوس شماره 14272ـ تهران
12 به رانندگی حسین نیکنام 48 ساله تصادف کرد و به علت خونریزی مغزی در
بیمارستان سینا درگذشت.»
نمونه تجدیدنظر شده این لید اینگونه است:
«جوان 18 سالهای، بعدازظهر دیروز پس از تصادف با اتوبوس به علت خونریزی مغزی در بیمارستان سینا درگذشت.»
فراموش
نکنید که برای کوتاهتر شدن لید، جملات اضافه را میتوانید از آن حذف
کنید. مثلاً چه ضرورتی دارد که بنویسیم: ... با اشاره به ... گفت: ...؟
برای کوتاه کردن لید، اشارهها و تأکیدهای گوینده خبر را حذف و به متن خبر
منتقل کنید. بنابراین، لیدی که در یک جمله خلاصه شود، بهتر، خواندنیتر و
اثرگذارتر است.
تیتر
تیتر
زدن از دشوارترین کارها در امر تنظیم اخبار است. در نوشتن تیتر باید توجه
داشت تا خبر را به زیباترین شکل ممکن اعلام کرد. تیتر باید ویژگیهای زیر
را داشته باشد:
ـ باید خلاصه و در عین حال پیام خبر را برساند.
ـ باید مخاطب را به خواندن خبر ترغیب کند.
ـ هر اندازه کوتاهتر باشد، بهتر است.
ـ باید روشن و دقیق باشد.
ـ
تیتر باید به تنهایی و بدون استفاده از روتیتر هم معنا داشته باشد و محل
وقوع خبر را در اخبار شهرستان یا استان مشخص کند. بنابراین نباید آن را
متکی به روتیتر انتخاب کرد.
ـ اگر فعل داشته باشد، جاندارتر خواهد شد، مشروط بر اینکه در آنها از فعلهای کوتاه و غیرترکیبی استفاده شود.
ـ باید حتیالمقدور از لید استخراج شود.
ـ در صورت امکان، تیتر نباید با حرف ربط شروع شود.
و ...
کوتاه نویسی
استفاده از جملات کوتاه از اصولی است که باید در خبر نویسی رعایت شود.
طبق تحقیقات انجام شده،
75 درصد از مردم جملات 20 کلمهای را راحتتر درک میکنند.
62 درصد از مردم جملات 25 کلمهای را راحتتر درک میکنند.
47 درصد از مردم جملات 30 کلمهای را راحتتر درک میکنند.
33 درصد از مردم جملات 35 کلمهای را راحتتر درک میکنند.
17 درصد از مردم جملات 40 کلمهای را راحتتر درک میکنند.
با توجه به جمیع جهات در ایران، جملات 20 کلمهای مناسبتر به نظر میرسند.
از جمله فواید کوتاه نویسی این است که:
ـ جمعیت بیشتری خبر را میخوانند و راحتتر میفهمند.
ـ خبرنویسی سادهتر میشود.
ـ از غلطهای دستوری که معمولاً در جملات مرکب پیش میآید، کاسته میشود.
ـ تنظیمکننده و یا تأییدکننده خبر میتواند به آسانی خبر را از نظر دستوری یا موضوعی تصحیح و یا بازنویسی کند.
و ....
پاراگرافبندی
از
اصول دیگری که باید در خبرنویسی رعایت شود، محدود کردن هر پاراگراف به یک
تا حداکثر سه جمله است. استفاده از پاراگرافهای یک تا سه جملهای به تنظیم
کننده خبر این امکان را میدهد که:
ـ لید خبر را به سرعت تغییر دهد.
ـ خبر را با توجه به مطالب مهم آن به آسانی تنظیم کند.
ـ مطالب غیرضروری را حذف کرده و اطلاعات ضروری را به سادگی به آن اضافه کند.
و ....
نشانهها
پیشینه
پیدایش نشانههای نقطهگذاری چندان روشن نیست. برخی پژوهندگان معتقدند که
آرستیو فانس، نمایشنامهنویس پیش از میلاد یونان نخستین کسی است که در
نوشتههایش، شماری از قواعد نقطهگذاری را آورده است. در خطوط باستانی
ایران نیز مانند میخی، پهلوی و اوستایی «نشانههای قراردادی خط به صورتی
محدود، به کار میرفته است» همچنان که در خطهای کوفی و قرآن هم به پارهای
از این نشانهگذاریها برمیخوریم.
پیشینه
نشانههای نقطهگذاری در خط کنونی فارسی به اوایل سلطنت فتحعلی شاه قاجار و
به ویژه به آغاز کار چاپ و انتشار روزنامه در نیمه دوم سده 13 هـ . ق باز
میگردد. از این زمان به بعد، رفته رفته پای نشانههای نقطهگذاری از رهگذر
ترجمه آثار غربی به ایران نیز باز شد و بعدها حسین کاشف، مؤلف دستور زبان
فارسی با عنوان «اعجام» به قواعد نقطهگذاری اشاره کرد.
اینک مهمترین نشانههای نقطهگذاری را مرور میکنیم.
نقطه (.)
نقطه
نشانه مکث کامل است که در پایان هر جمله خبری یا انشایی میآید. مهمترین
نقش نقطه، جدا کردن جملهها از یکدیگر است. نقطه همچنین برای جدا کردن
حرفهای اختصاری به کار میرود، مثل: ان. پی. تی
و ....
دو نقطه (:)
ـ علامت دو نقطه قبل از ناقل عبارت مینشیند. مثل رئیس جمهور: تغییر در مرزهای منطقه را نمیپذیریم.
و ....
سه نقطه (...)
ـ
نشانه حذف و تعلیق واژهها یا جمله محذوف است و معنی آن الی آخر یا غیره
است. مانند: حسنک وزیر با عزمی راسخ و خاطری آزرده زن و فرزند، جاه و مقام و
... را بدرود گفت.
ـ در کلمه الله به جای لله ¬ ا...
و ...
ویرگول (،)
ـ
علامت مکث کوتاه و ایجاد فاصله بین دو بخش از جمله است. این علامت به
منظور آسان ساختن درک مطلب در جمله مورد استفاده قرار میگیرد. مانند هر
چیزی که به زبان آمد، به زیان آمد.
ـ برای جدا کردن واژه یا عبارتی که وصف کننده اسم یا ضمیر است، مانند: خیام، شاعر بزرگ ایرانی، بزرگترین رباعیسرای ایران است.
ـ برای تمایز اعداد در جملهها مانند: مواد 674، 675، 677 و 802 قانون مدنی، ناظر بر تعهدات موکل است.
ـ فاصله بین دو فعل در جمله، مانند «وی که پیش از این معاون استاندار ... بوده است، گفت:»
ـ نشانه جداسازی مبتدا و خبر در جمله، مانند ایران، کشوری پهناور و اثرگذار در خاورمیانه است.
نکته:
به کار بردن ویرگول، قبل از فعل جملهها و حروف ربط، مانند «از» «به» و
... اشتباه است؛ مگر حتماً نیازی به مکث داشته باشیم و با برداشتن ویرگول،
مفهوم جمله تغییر کند.
و ....
نقطه ویرگول (؛)
ـ
نشانه مکث و درنگ طولانی میان دو جمله یا دو عبارت است که باهم پیوند
دارند و در عین حال از معنا و مفهوم کامل و مستقل برخوردارند.
ـ نقطه ویرگول برای جدا کردن بندهای طولانی نیز کاربرد دارد.
گیومه («»)
ـ
این نشانه در اول و آخر جملهای میآید که از کسی یا کتابی به صورت مستقیم
نقل میشود. مثل: رئیس جمهور گفت: «بازگشت از انرژی هستهای غیرممکن است».
ـ
برای مشخص کردن یک واژه از دیگر واژهها یا تاکید بر کلمهای خاص یا
جداسازی واژههای نامانوس، واژههای مدنظر را در نشانه نقل قول مستقیم
میگذاریم. مثلاً: استاندار ... بر احیای مجدد «قومس» تأکید کرد. یا وی با
رد شایعات موجود درباره «استعفای وزیر اقتصاد» گفت ....
و ...
پرانتز ( )
ـ
برای واژههای مترادف یا برای منفی کردن کلمات به کار میرود و البته
کاربرد چندانی در خبر ندارد. مانند اساطیر (میتولوژی) دربرگیرنده باورهای
بنیادین انسانها در آغاز تاریخ تمدن هستند.
ـ برای یادآوری نام پیشین جایی یا سمت کسی کاربرد دارد. مانند سیستان (سکستان) در شرق ایران قرار دارد.
ـ
در اشاره به سال وقوع یک حادثه یا تاریخ زاد و مرگ کسی به کار میرود. مثل
کمالالدین، وحشی بافقی (متوفی در 991 هـ . ق) از شاعران عهد صفوی است.
و ....
علامت پرسش (؟)
ـ
این نشانه پس از جملههای سئوالی یا استفهامی به کار میرود. مثل کتاب را
خواندی؟ این علامت در خبر، کاربرد بسیار محدودی دارد و در تیتر و لید از آن
استفاده نمیشود.
علامت تعجب و ندا (!)
ـ نشانه تعجب، برای بیان شگفتی، حالات، هیجانها، تمسخر، تنفر و ... به کار میرود.
نکته: هرگاه در جملهای نشانه تعجب و استفهام باهم بیاید، علامت تعجب پس از نشانه سئوال میآید. (؟!)
نکته: در نگارش مطالب خبری اصولاً استفاده از علامت تعجب، حتی اگر مطلب حیرتآور هم باشد، جایز نیست.
ـ استفاده از این علامت که نشانه اظهارنظر نویسنده است به اصل عینیت و بیطرفی خبرنگار لطمه میزند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر