به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، یازده سال پیش در چنین روزی، جهان از وقوع یک حادثه دهشتناک تروریستی در قلب اقتصادی "امن ترین و قدرتمند ترین کشور جهان " به خود لرزید. چند هواپیمای مسافربری به طور همزمان ربوده شده و دو هواپیما به دو ساختمان معروف مرکز تجارت جهانی در نیویورک کوبیده شدند.
این حادثه تروریستی نزدیک به 3 هزارنفر قربانی داد و صحنه های زنده آتش گرفتن و اصابت هواپیماهای مسافربری به ساختمان 110 طبقه مرکز تجارت جهانی در نیویورک به طور مستقیم برای صدها میلیون بیننده در سرتاسر جهان پخش شد.
حادثه یازدهم سپتامبر 2001 آنقدر مشکوک و مرموز صورت گرفته که هنوز نیمی از مردم آمريكا داستانهاي خيالي دولت در مورد این واقعه را باور ميكنند و آن را توطئه مسلمانانی مينامند، اما این واقعیت است که حادثه مذکور توطئهاي بود كه توسط آمريكاييها و صهيونيستهاي قدرتمند اجرا شد تا زمينه را براي اجراي نقشههاي از پيش طراحي شده آنان فراهم سازد.
خوشبختانه با وجود مخالفتهای شدید سازمانهای استخباراتی آمریکا مبنی بر عدم تحقیق درباره حادثه 11 سپتامبر، روز به روز حقایق جذاب و متفاوتی از این واقعه منتشر میشود که آخرین این اطلاعات را یک مستندساز فرانسوی به تصویر کشیده است. هرچند این مستند هنوز به اتمام نرسیده اما این بانوی فرانسوی گوشه هایی از آن را به نشر رسانده که بسیار جالب توجه می باشد.
وی درباره علاقمند شدن به این حادثه گفته است: همیشه برایم سوال بود که چگونه سه برج عظيم مركز تجارت جهاني ناگهان به تلي از خاك تبديل شدند؟
چگونه آتش كوتاه مدت و با درجه پايين توانست تيرهاي فولادي برج ها را به ناگهان فرو بريزد؟ صداهای انفجار که از طبقات پایین برجها به ثبت رسیده، براثر منفجر شدن چه چیزهایی بوده است؟ نظرات ناکافی اداره فدرال مدیریت بحران، مدارک متناقض موسسه ملی استاندارد و گفتمانهای فریب آمیز معماران و مهندسین نیز از دلایل دیگری شد که به تحقیق در این باره بپردازم.
این مستند ساز فرانسوی اظهار داشت: در ابتدا تحقیقم به مدارکی مبنی بر وجود نانوترمیت که یک ماده آتشزا و انفجاري پيشرفته است كه ميتواند به سرعت فلزات را ذوب كند، در خرابه های برجهای دوقلو دست یافتم که نشان می داد این مواد اشتعال زا بوده اند که باعث تخریب طبقات پایین برجها شده اند.
وی با بیان اینکه این مطالب برای اولین بار نشر می شود، افزود: در ادامه تحقیقاتم با یک سند معامله ملکی مواجه شدم که بسیار متعجب شدم. این برجهای دوقلو دو ماه قبل از حادثه توسط یک اسرائیل به مبلغ بسیار گزافی خریداری شده بودند. شخص خریدار که ثروتمندان یهودی است بلافاصله پس از عقد قرارداد آنها راه به دوباره قیمت بیمه می کند تا در صورت هر نوع آسیب شرکت بیمه پاسخگو باشد.
نکته قابل توجه دیگر اخراج کلیه نگهبانان و محافظان این دو برج بود. مدارک استخدامی نشان می دهد که همه نگهبانان برجها قبل از حادثه تغییر کرده اند و فقط کسانی در سمتشان باقیمانده اند که از نقشه برج آگاهی داشته اند. یعنی کسانی که نقاط ضربه پذیرو مناطق حساس برج را به خوبی می شناختند و جالبتر اینکه در میان اینان متخصصان بمب گذاری نیز وجود دارند.
دلیل دیگر آنکه در همان روز يك موتر كه 5 اسرائيلي در آن بودند در "نيوجرسي " دستگير شدند. اين پنج نفر روز حادثه در حال فيلمبرداري از فروريختن برجهاي دوقلو بودند و آنها فندكهاي خود را روشن كرده و مقابل دوربين در حال خوشحالي كردن و جشن گرفتن بودند در حاليكه برجهاي دو قلو پشت سر آنها در حال سوختن بود. و پس از اینکه بدون محاکمه به اسرائیل بازگردانده شدند در یک برنامه تلویزیونی اعتراف كردند كه آنها ماموريت داشتهاند كه حملات يازده سپتامبر را مستند كنند. ولي اينكه چه كسي به آنها اين ماموريت را داده است مورد بحث قرار نگرفت.
از سوی دیگر این سوال همیشه در اذهان باقی مانده است که چرا به رغم اينكه در برجهاي دوقلو چهار هزار يهودي كار ميكردند ولي در روز 11 سپتامبر 2001 ، بهدليل عدم حضور در محل كار خود، هيچ يك از آنان كشته نشدند.
در این مستند که در آینده منتشر می شود، دلیل این اقدام آمریکا را اجرایی کردن " شیوه استعمارجدید" دانسته و بیان کرده است که در طول تاریخ آمریکا هیچگاه مورد حمله نظامی واقع نشده است، لذا لشکر کشی به خاورمیانه با مخالفتهای شدید داخلی و نهادهای بین المللی مواجه می شود. پس بهترین گزینه به وجود آوردن یک جنگ ساختگی و نمایشی است.
و برای اینکار چه گروهی بهتر از القاعده که دست پرورده خود آمریکا هستند. آمریکا خود بن لادن را پرورش داده است پس می تواند بر روی همکاری وی حساب کند، که همین اتفاق هم افتاد و در ظاهر مسئولیت این امر به گردن القاعده افتاد.
این مستندساز ترور شهید احمدشاه مسعود در دو روز قبل از حادثه را نیز با این مطالب مربوط دانسته و اظهار داشته: که مقامات آمریکایی از نفوذ احمد شاه مسعود در افغانستان خبر داشتند و همچنین می دانستند که وی با خصوصیات بن لادن آشنایی کامل دارد. لذا اگر آمریکایی بعد از حادثه به اولین هدف خود یعنی افغانستان برای نابودی القاعده لشکرکشی کنند، اولین کسی که پرده از راز آنان برمیدارد، شهید مسعود است. زیرا همه روحیه وطن دوستی و مبارزه با اشغالگران را دارد، هم از طریق واسطه های خود می تواند با بن لادن تماس حاصل کند و از کم و کیف ماجرا مطلع شود. لذا از بین بردن مسعود قبل از حادثه ضروری بود.
دلیل دیگر این مدعا، مرگ مشکوک بن لادن است که هیچ سند و مدرک متقن و دقیقی در این رابطه نشر نیافته و هرگونه تحقیق و گفتگو در این رابطه جرم محسوب میشود. همانگونه که تحقیق درباره حادثه یازده سمپتامبر جرم است و نمیگذارند هیچ گروه حقیقت یابی تشکیل شود.
اگر بخواهید بطور مختصر از هدف آمریکا در این رابطه مطلع شوید باید بگوییم: حادثه 11 سپتامبر فرصتي براي آمريكا ايجاد كرد تا با لشکر کشی به خاورمیانه، استراتژی نظامي خود را تبيين كند. آنها با بهانه حمله به برجهای دوقلو، به راحتی قواعد و قوانین بین المللی را زیر پا گذاشتند و با مطرح کردن نظریه نسخ شده جنگ عادلانه، زمینه بازگشت به قرون وسطی و اصل توسل به زور و جنگ را پدید آوردند که حمله نظامی آنان به کشورهای خاورمیانه نشانه ای بر این مدعاست.
از مهمترین اهداف آمریکا در تخریب این برجهای کشورش، تسلط بر منابع غنی معدنی خاورمیانه و منابع نفتی جهان عرب بود، که بهانه تروریزم و سلاح های کشتار جمعی بهترین گزینه را در این مورد فراهم آورد. از سوی دیگر مدتها بود واشنگتن به دنبال فضایی برای گسترش امور نظامی و به نوعی ایجاد بی نظمی نوین جهانی می گشت تا در زمان خاصی، آمریکا به عنوان مجری نظم نوین جهانی شود. طرحی که اکنون تا حدودی اجرایی گردیده و آمریکا دایه ی مهربان تر از مادر شده است.
به هر حال باید گفت این ملت مظلوم افغانستان بودند که بیش از هر ملتی در این لشکر کشی آمریکا، صدمه و ضرر دیدند، بدون اینکه حتی بدانند حمله به مرکز تجارت جهانی نیویورک چه ربطی به ولایات افغانستان دارد؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر